او دارد

پا روی جا پای دیگری می گذارد

با آنکه می داند

قلبم

زیر

 چکمه های دیگری له شده

هنوز دارد  روی قلبم

دنبال کفش

نه

جا پای دیگری می گردد

شاید او

برای یک عکس 

  مثل شکارچیانی که پا

 روی سینه شکار می گذارند

و

عکس می گیرند

او هم می خواهد

             عکس بگیرد

پز قلب شکسته مرا

مثل شکستن گردن دیو هفت سر

یا ...

خیالی نیست

روی عکس هم پیداست

قلب من جای چکمه های دیگریست