وسعت تو و دریا
کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود ؛روی ساحل نوشت :دریا دزد کفشهای من...مردی که از دریا ماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت:دریا سخاوتمندترین سفره هستی...موج آمد و جملات را با خود شست...تنها برای من این پیام را گذاشت که ؛برداشتهای دیگران در مورد خودت را ، در وسعتخویش حل کن تا دریا باشی...

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8:14 توسط من
|